من هم از همهمه ی داغ زمین بیزارم!
تو را دوست دارم چه فرقی میکند
که چرا یا از چه وقت یا چطور که...
چه فرقی میکند...
وقتی تو باور کنی که نمیکنی
و من باید فراموش کنم که نمیکنم
شالو کلاه میبافم با خیالت
تـــــــــــــــــــــــــــــــــــا
در سرمای نبودت یخ نبندم
شیشه ی نازک احساس مرا دست نزن
چندشم میشود از لکه ی انگشت دروغ
به فکر نوازش دستهای منی/
بی انکه بدانی/
دلم تنها مانده/
دستهایم دوتایند...
من تجربه کردم تو تجربه نکن /
تنهایی بهتر از با هرکس بودنه
وقتی به چیزی میرسی که ۱روز ارزوت بود
تازه میفهمی که ارزوش از داشتنش بهتره!
اینحا گرگها هم افسردگی مفرط گرفته اند...
دیگر گوسفند نمی دزدند...
به نی چوپان دل می سپارند و گریه میکنند...!
